عباس و مهسا
پنجشنبه 10 شهریور 1390 12:40 ق.ظ
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 شهریور 1390 11:08 ق.ظ
پایان ما
جمعه 18 شهریور 1390 07:41 ب.ظ
احتمالا از این به بعد فقط من(مهسا) این وبو اداره کنه
عشق یه ماه و پرحرارت ما به پایان رسید
میدونم تقصیر عباس نبود تقصیر من بود بعد از یه شکست سخت که توبه کرده بودم عاشق نشم عاشق پسری شدم که مجبور شد تنهام بذاره
دلم گرفته و کارم گریه شده چرا این اشتباه رو دوباره کردم
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها : عاشقان
آخرین ویرایش: - -
تقدیم به همسر مهربانم ، مهسا جون
دوشنبه 14 شهریور 1390 10:45 ق.ظ

وقتی کسی رو دوست داری،حاضری جون فداش کنی
به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی
خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو
حاضری هر چی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات
وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری
حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دستهاش نره
حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر
امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی ، با غصه ها همخونه شی
حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن
حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنی
کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت
وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری
دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری
حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه
به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه
حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی
غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی
حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ
عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ
حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی
پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی
حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن
پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن
وقتی کسی رو دوست داری ، صاحب کلّی ثروتی
نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی
خیلی دوستت دارم
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تقدیم به مهسا جونم
دوشنبه 14 شهریور 1390 10:44 ق.ظ

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
عشقم
شنبه 12 شهریور 1390 01:03 ب.ظ
دوستان عشقم فردا یه مسابقه مهم داره براش دعا کنید
اگه مقام نیاره راش نمیدیم تو شهرمونا
ایشالا که خوشحال برگرده و موفق شده باشه
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: - -
تقدیم به خانومی خودم مهساجونم
جمعه 11 شهریور 1390 01:30 ب.ظ
معلومه که من عاشقت هستم
معلومه که من دل به تو بستم
معلومه نگاه آشناتو
من چه عاشقونه می پرستم
معلومه بهت جونمو میدم
این روزا شدی تنها امیدم
عاشق شدم از همون شبی که
چشمای سیاه تورو دیدم
دلم خورده به نامت
قد دنیا می خوامت
شدی دارو ندارم
تنهات نمی ذارم
قربون همسریه مهربونم برم . دوستت دارم همه کسم . اگه گاهی کاری کردم یا حرفی زدم که ازم ناراحت شدی منو ببخش . تو قلبت مهربونه می دونم که اگه منم نگم می بخشی .
قربون قلب مهربونت . قراره همین روزا صدای ضربانشو بشنوم . آخ جووووووووووووووووووووون
تقدیم به مهسای خودم
عاشقتم بخدا

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 شهریور 1390 01:35 ب.ظ
خاطرات ما 2
پنجشنبه 10 شهریور 1390 06:15 ب.ظ
نویسنده :ما 2تا
سلام به همه عاشقا
سلام به ماه خودم
من عباسم.
میخواستم ادامه ی خاطراتمونو یواش یواش ادامه بدم و با عشقم ادامه بدیم
درسته ، اونروز من خیلی حالم بد بود و همونطوری که مهساجان گفتن به من میس زدن و همیطور ادامه پیدا کرد که دیگه اصلا نشد که دل بکنیم.
منم یکروز مناسب به بحانه ای بحثمونو بردم سر اصل مطلب.
خب بهش گفتم دیگه ، مگه نه؟
آره دیگه گفتمو و بعد چند روز چرب زبانی بالاخره راضی شد.
آخه اینی که میگیم من و مهسا مثل بقیه حرف نمیزنیم.
یجورایی بخاطر خودش خواسته بودمش.
واقعا!!!!!!!
نه بخاطر اینکه زیبا بود .
نه بخاطر اینکه مهربون بود.
نه بخاطر اینکه دختر بود.
نه نه نه نه ، بخاطر اینکه بهش علاقه مند شده بودم.
و از اونروز بود که زندگی جفتمون مشترک حساب شد.
مهسا هر مشکلی داشت با من درمیان میگذاشت و منم هر مشکلی که داشتم با مهساجونم در میان میگذاشتم.
درد و دل میکردیم.
شب ها تا صبح به همدیگه اس میدادیم و از زور عشق خوابمون نمیرفت و نمیره.
و اما صحبت رسید به بچه.
ای بابا ، نگید که چقدر پرروهستما.
خب نمک هست دیگه ، منظورم نمک زندگیه.
قرار شد اگر دختر بیاریم طناز و اگر پسر علیرضا.
خوشگله ، نه؟
دیگه اگر دوست دارید خاطرات جالب من و خانوممو بخونید به این وبلاگ عشق ما 2تا سربزنید.
من و مهسا جان تصمیم گرفتیم که بیشتر با عاشقا تبادل لینک کنیم ، پس منتظر عاشقای مثل من و مهسا هستیم.
البته مثل من و مهسا پیدا نمیشه.
چون عشق من و مهسا تک هست ، شاید باورتون نشه
پس تا دیداری بعد فعلا
خیلی خوشحالم که برای منی
قربانت عباس
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
خاطرات ما
چهارشنبه 9 شهریور 1390 10:05 ب.ظ
سلام به همه عاشقا
سلام به عشق خودم
میخوام خاطراتمونو بنویسم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم
از روز اول آشناییمون خوبه عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آشنایی ما از یه کامنت ساده برای همکاری شروع شد
یه چند روزی گذشت که عباسم گفت نمیخواد دیگه به نت بیاد
بهم گفت اگه میخوای بدونی زندم بهم تک بزن اگه جواب دادم زندم یادته؟؟؟؟؟
همون شب حدودا 12خورده ای بود که بهش میس زدم خداروشکر جوابمو داد
یه سری پیام ساده دادیم اون شب گذشت کار به هرشب رسید تا انقدر به هم وابسه شدیم که طاقت یه روز دوری همدیگرو نداریم
کم کم مینویسیم
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 شهریور 1390 10:22 ب.ظ
عید فطر
سه شنبه 8 شهریور 1390 08:48 ب.ظ
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
ماهم عید رو به نوبه خودمون تبریک میگیم
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 شهریور 1390 09:05 ب.ظ
به کوری چشم بعضیا
سه شنبه 8 شهریور 1390 03:43 ب.ظ
من که احساسم نسبت به عشقم عباس عوض شده
شاید خیلی بیشتر از قبل دوسش دارم
شاید که نه حتما
دلم میخواد ببینمش کاش میشد
آخه کجایی ؟؟؟
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: - -
عشق من با من بمان
سه شنبه 8 شهریور 1390 03:35 ب.ظ

عشق من با من بخوان شعر سرد روزای بارونیمونو
عشق من با من بمان تا بسازیم زندگی رویاییمونو
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 شهریور 1390 03:51 ب.ظ
شرط عشق....
سه شنبه 8 شهریور 1390 11:17 ق.ظ
دیدگاه ها : نظرات عاشقان
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 شهریور 1390 01:50 ب.ظ
عشق من
سه شنبه 8 شهریور 1390 10:54 ق.ظ
عشق بیداد من
باختن یعنی لحظه عشق
جان سرزمین یعنی یعنی
زندگی پاک من عشق لیلی و
قمار مجنون
در عشق یعنی ... شدن
ساختن عشق
دل یعنی
كلبه وامق و
یعنی عذرا
عشق شدن
من عشق
فردای یعنی
كودك مسجد
یعنی الاقصی
عشق من
دوستت دارم عزیزم
نویسنده : مجنون
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 شهریور 1390 11:08 ق.ظ
اولین پست مجنون(عباس)
سه شنبه 8 شهریور 1390 10:08 ق.ظ

دیدگاه ها : نظرات عاشقان
آخرین ویرایش: - -
عشق ما
دوشنبه 7 شهریور 1390 05:52 ب.ظ
به هم کردندو نامش عشق کردند
دیدگاه ها : عاشق
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 شهریور 1390 05:53 ب.ظ
تبلیغات 










